ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٤ 

هر روز اگر يک بوسه مهمان تو باشم

عمری به شيرينی غزل خوان تو باشم

با من اگر پيمان نگهداری به ياری

من تا نفس دارم به پيمان تو باشم

عشق تو شد فرمانروای هستی من

تا هر چه فرمايی به فرمان تو باشم

گر در تو حيران مانده ام بر من ببخشای

من دوست می دارم که حيران تو باشم

حيران چشمان تو بودن رستگاری است

بگذار تا حيران چشمان تو باشم


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٤ 

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم

به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ فروردین ۱۳۸٤ 

دست من نيست گاهی وقتا روزم آفتابی نميشه

حتی با معجزه ی عشق آسمون آبی نميشه

دست من نيست گاهی وقتا تلخ و بی حوصله ميشم

بين ما بين من و تو من خودم فاصله ميشم

دست من نيست...دست من نيست

يه شبايی باد و بارون ميزنه به برگ و بارم

اون شبا هوای آشتی حتی با خودم ندارم

يه روزايی ابر تيره منو ميبره از اينجا

ميبره اون ور ديروز گم ميشم اون دور دورا

ميدونم گاهی بلور قلبتو ميشکنه حرفام

صبر تو به سر رسيده از من و سرگشتگی هام

با گذشت به من نگاه کن تو که می بينی چه تنهام

رونگردون از من ای خوب، اگه بدترين دنيام

وقتی که دور ميشم از تو، ای هوای مهربونی

غمو تو چشمات می بينم، اما ای کاش که بدونی

من گم شده من بد با همه سرگشتگی هام

تو رو از هميشه بيشتر

بيشتر از هميشه می خوام


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٤ 

سبزی چشم تو دريای خيال

پلک بگشا که به چشمان تو دريابم باز

مزرع سبز تمنايم را

ای تو چشمانت سبز

در من اين سبزی هذيان از توست

سبزی چشم تو تخديرم کرد

حاصل مزرعه ی سوخته برگم از توست

زندگی از تو و

مرگم از توست...

سلام به دوستای خوبم. از تاخير تقريبا يک ماهم معذرت می خوام به دلايلی

نتونستم بنويسم. و تشکر می کنم از دوستان گلی که تو اين مدت بهم سر

زدن و منو حسابی شرمنده کردن من نتونستم بهتون سر بزنم اما حتما جبران

می کنم.


کلمات کلیدی: