ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۳ 

سلام...

سلام عزيزم،  سلام مهربونم.

دلم می خواد هميشه پيشم باشی.

دلم می خواد روبروت بشينم و تو چشمات خيره بشم.

دلم می خواد انقد نگات کنم تا جای  نگام تو چشمات بمونه.

دلم می خواد انقد نگات کنم که ديگه صورت ماهت از خاطرم نره.

نمی دونم چرا هر چی نگات می کنم نمی تونم  نگاه قشنگتو

به خاطر بسپرم.

کاش می تونستم تو رو تو حصار دلم برای هميشه داشته باشم.

دلم می خواد فقط برای خودم باشی.

دلم نمی خواد هيچ کس جای تو رو تو دلم بگيره. اونجا خونه ی خودته به هيچ

کس ديگه هم نميدمش

خوب خوب نازنين من

نام تو مرا هميشه مست می کند

بهتر از شراب

بهتر از تمام شعرهای ناب

نام تو اگرچه بهترين سرود زندگی است

من تو را

به خلوت خدايی خيال خود

بهترين بهترين من خطاب می کنم

بهترين بهترين من...

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸۳ 

هيچ چيز مانند عشق در زندگی انسان را به اوج نمی رساند.

بی تو نتوان با کسی درد دلی آغاز کرد

بهترين اشعار را در زندگی آواز کرد

با تو از بند اسآرت می توان آزاد شد

با تو آسان می شود پرواز کرد

من بال پرواز ندارم اما عشقی دارم که هر ساکنی را به حرکت وا می دارد،

من امروز با خاطره ی نخستين طلوع تو در زندگی ام ثانيه ها را پشت سر

می گذارم...


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸۳ 

سلام به دوستای گلم.

خوبين؟؟؟

ايندفعه می خوام براتون يه خاطره از دوران بچگيم بگم.

تقريبا ۴ يا ۵ سالم بود يکی از فاميلامون فوت کرده بود همه خونه ی

اونا جمع شده بودن.

ما بچه ها هم خيلی خوشحال بوديم که دوباره می تونيم با هم باشيم

دوباره با هم بازی کنيم.

من و دختر خالم بعد کلی فکر تصميم گرفتيم خاله بازی کنيم( می دونيد که دخترا

عاشق خالی بازين)

خلاصه قرار شد چون خونه شلوغ بود کوچه رو خونه ی خودمون بدونيم

با هم رفتيم تو کوچه قرار شد يکی خونه رو تميز کنه يکيم بره خريد. منم از اونجايی

که مثل الان تنبل بودم موندم تو خونه(کوچه)

با بد بختی يه تيکه چوب پيدا کردم که خونه رو جارو کنم. ديگه حسابی از ته دل

می خواستم خونه رو تميز کنم.

خلاصه هی جارو جارو جاروووووووووووووووووووووووووووووووو

يه دفعه سرمو بالا کردم ديدم هيچ جا رو نمی شناسم. ديگه زدم زير گريه. انقد

کولی بازی از خودم دراوردم تا بالاخره يه خانمه پنجره ی خونشونو باز کرد و گفت

خانم کوچولو چی شده؟

از گريه نمی تونستم حرف بزنم.....خلاصه با کلی هق هق کردن گفتم که گم شدم

اون خانمه هم از روی اسم اون فاميلمون منو اورد خونه.

داشتم از ترس می مردم. فکر کردم ديگه همه چی تموم شده. ديگه منو بردن تو

خونه اب طلا و اين حرفا يه کم حالم جا اومد.

بعدش که حالم جا اومد تازه با دختر خالم قهر کردم تازه فهميدم که منو کاشته و

خودش برگشته خونه.

ديگه از اون به بعد تصميم گرفتم هيچوقت به جارو دست نزنم.

جارو جيزهههههههههههههه

خلاصه اخر شب مامورای شهرداری اون منطقه و چند منطقه ی ديگه با کلی هديه و

شيرينی ازم تشکر کردن.

طفليا اون شبو راحت خوابيدن


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۳ 

نخستين نگاهی که ما را به هم دوخت

نخستين سلامی که در جان ما شعله افروخت

نخستين کلامی که دل های ما را

به بوی خوش آشنايی سپرد و

به مهمانی عشق برد

پر از مهر بودی

پر از نور بودم

همه شوق بودی

همه شور بودم

چه خوش لحظه هايی که دزدانه از هم

نگاهی ربوديم و رازی نهفتيم

چه خوش لحظه هايی که می خواهمت را

به شرم و خموشی نگفتيم و گفتيم

دو آوای تنهای سرگشته بوديم

رها، در گذرگاه هستی

به سوی هم از دورها پر گشوديم

من و تو چه دنيای پهناوری آفريديم

من و تو به سوی افقهای نا آشنا پر کشيديم

من تو ندانسته دانسته

رفتيم و رفتيم و رفتيم

چنان شاد، خوش، گرم، پويا

که گفتی به سر منزل آرزوها رسيديم.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۳ 

کاش می شد اشک را تهديد کرد

مدت لبخند را تمديد کرد

کاش می شد در ميان لحظه ها

لجظه ی ديدار را نزديک کرد


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ اسفند ۱۳۸۳ 

به تو می انديشم

ای سراپا همه خوبی،

تک و تنها به تو می انديشم.

همه وقت

همه جا

من به هر حال که باشم به تو می انديشم.

تو بدان اين را، تنها تو بدان!

توبيا

تو بمان بامن، تنها تو بمان

جای مهتاب به تاريکی شب ها تو بتاب

من فدای تو، به جای همه گل ها تو بخند.

پاسخ چلچله ها را تو بگو

قصه ی ابر هوا را، تو بخوان!

تو بمان با من، تنها تو بمان

در دل ساغر هستی تو بجوش،

من همين يک نفس از جرعه ی جانم باقی است،

آخرين جرعه ی اين جام تهی را تو بنوش!


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۳ 

رفتنت آغاز ويرانی است حرفش را نزن

ابتدای يک پريشانی است حرفش را نزن

آرزو داری که ديگر برنگردم پيش تو

راهمان با اين که طولانی است، حرفش را نزن

گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو

چشمهايم بی تو بارانی است، حرفش را نزن

خورده ای سوگند روزی بشکنی قلب مرا

دل شکستن نامسلمانی است، حرفش را نزن

حرف رفتن می زنی، حالا که محتاج توام

رفتنت آغاز ويرانی است...حرفش را نزن


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ اسفند ۱۳۸۳ 

دوستان عيب کنندم، که چرا دل به تو دادم

بايد اول زتو پرسند، که چنين خوب چرايی؟


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳۸۳ 

به نام نامی عشق...

خدا قول نداده آسمون هميشه آبی باشه و باغ ها پوشيده از گل

قول نداده زندگی هميشه به كامت باشه

خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده

خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های هميشگی رو قول نداده

خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكنی

خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده

قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن

رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن

قول داده ؟

ولی خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده

خدا روزی روزانه ، استراحت بعد از هركار سخت و کمک تو كارها و عشق جاودان رو

قول داده . عجب روزی می شه اون روز

پس ناملايمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير که اوجاودانه است و بس

نااميدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه

اما همين دست انداز نويد يه جاده صاف و وسيع رو بهت می ده

زياد تو دست انداز نمون

وقتی حس کردی به اون چيزی كه می خواستی نرسيدی خدا رو شکر کن چون اون

می خواد تو يه زمان مناسب ترا غافلگيرت کنه و يه چيزی فراتر از خواسته الانت بهت

بده

يادت باشه تو نمی تونی كسی رو به زور عاشق خودت کنی

پس تنها كاری که می تونی بكنی اينه که شخصی دوست داشتنی باشی و در نظر

مردم باارزش و شريف جلوه کنی

بهتر اينه که غرورت رو بخاطر عشقت فراموش کنی تا عشقت رو به خاطر

غرورت

هيچ وقت يه دوست قديمی رو ترک نكن چرا که عمرا بتونی کسی رو پيدا کنی كه

بتونه جای اونو بگيره.

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ اسفند ۱۳۸۳ 

سفر...

ما چون دو دريچه رو به روی هم

آگاه ز هر بگو مگوی هم

هر صبح سلام و پرسش و خنده

هر روز قرار روز آينده

امشب دل من شکسته و خسته است

زيرا يکی از دريچه ها بسته است

نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد

نفرين به سفر، که هر چه کرد او کرد


کلمات کلیدی: