ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳۸٤ 

تو را آتش عشق اگر پر بسوخت

                                         مرا بين که از پای تا سر بسوخت

روزای خیلی طلایی یادته؟
روزای ترس از جدایی یادته؟

موهای شونه نکرده یادته؟

چشمک از پشت یه پرده یادته؟

عکسمون تو قاب عکسو یادته؟

بله ی بدون مکثو یادته؟

دستمون تو دست هم بود، یادته؟

غصه هامون،کم کم بود یادته؟

چشم نازت مال من بود یادته؟

دیدن من قدغن بود یادته؟

روزای بی غم و غصه یادته؟

ببینم، اول قصه یادته؟

دست گرمت تو زمستون، یادته؟
شونه ی من زیر بارون، یادته؟

واسه ی خنده، اجازه یادته؟

اونا که می گفتی رازه، یادته؟
دستاتو می خوام بگیرم، یادته؟

راستی تو، بی تو می میرم یادته؟

پیش هم بودیم، نذاشتن،یادته؟

اونا ما رو دوست نداشتن، یادته؟

چیزی خواستیم از خدامون،یادته؟

مستجاب نشد دعامون، یادته؟

 

يک دسته نکوشيده رسيدند به مقصد

                                           يک دسته دويدند، به مقصد نرسيدند 



کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٤ 

ای چشم ز گريه سرخ، خواب از تو گريخت

ای جان به لب آمده، تاب از تو گريخت

با غم سر کن که شادی از کوی تو رفت

با شب بنشين که آفتاب از تو گريخت


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٤ 

چنان دلگيرم از دنيا، که خود را هم نمی خواهم

به اين زخم دل خونين دگر مرهم نمی خواهم

همه نامهربانانند در اين دنيای پرتذوير

چنين شد حاصل عمرم...که جز مرگم نمی خواهم


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٤ 

وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی

حاضری دنيا رو بدی، فقط يه بار نگاش کنی

 

به خاطرش داد بزنی، به خاطرش دروغ بگی

رو همه چی خط بکشی، حتی رو برگ زندگی

 

وقتی کسی تو قلبته، حاضری دنيا بد باشه

فقط اونی که عشقتهعاشقی رو بلد باشه

 

قيد تموم دنيا رو به خاطر اون می زنی

خيلی چيزا رو می شکنی، تا دل اونو نشکنی

 

حاضری قلب تو باشه، پيش چشای او گرو

فقط خدا نکرده اون يه وقت بهت نگه برو

 

حاضری هر چی دوس نداشت، به خاطرش رها کنی

حسابتو، حسابی از مردم شهر جدا کنی

 

حاضری حرف قانونو، ساده بذاری زير پات

به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات

 

وقتی بشينه به دلت، از همه دنيا می گذری

تولد دوبارته، اسمشو وقتی می بری

 

حاضری جونتو بدی، يه خار توی دستاش نره

حتی يه ذره گرد و خاک تو معبد چشاش نره

 

حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر

اما نبينی اون باهات کرده واسه يه لحظه قهر

 

حاضری که هر جا بری به خاطرش گريه کنی

بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکيه کنی

 

حاضری هر چی بشنوی، حتی اگه سرزنشه

به خاطر اون کسی که خيلی برات با ارزشه

 

حاضری هر روز سر اون با آدما دعوا کنی

غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی

 

حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی

پشت سرت هر چی می گن چيزی نگی، گوش بکن

 

وقتی کسی رو دوست داری، صاحب کلی ثروتی

نذار که از دستت بره، اين گنج خيلی قيمتی

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳۸٤ 

گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟

آنچنان مات که يکدم مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که زدستم نرود

ناز چشمم تو به قدر مژه بر هم زدنی

من ندانم که کيم

من فقط می دانم

که تويی...

شاه بيت غزل زندگيم


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ آذر ۱۳۸٤ 

من نباشم کی تو رویا  موهاتو ناز می کنه؟

کی با بالای شکسته با تو پرواز می کنه؟

 

راست بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو

کی میاد دونه دونه با حوصله باز می کنه؟

 

من نباشم کی گلای خواهشت رو آب می ده

کی با فریادت با حس عاشقی جواب می ده؟

 

من نباشم کی با چشمای تو سازشش می شه؟

با تموم مهربونی و غم و دیوونگیت

 

من نباشم کی واسه خوابت لالایی می خونه؟

تو تو هر هوایی باشی بازتو دنیات می مونه؟


من نباشم کی بهت میگه بازم عاشقتم؟

اگه حتی دلمو بشکنه و برنجونه

 

من نباشم کی تحمل می کنه کار تو رو؟

با رقیب گشتنا و اذیت و ازار تو رو

 

تو خودت داور میدون شو بگو من نباشم

کیه که جواب نده تلخی رفتار تو رو؟

 

من نباشم کی برات قصه می گه تا بخوابی؟

کی میاد سراغ رویات تو شبای مهتابی؟

 

من نباشم کی کلافت می کنه با سوالاش؟

کی تو رو به هم می ریزه با بیان خیالاش؟

 

من نباشم کی تو هر چیزی بگی گوش می کنه؟

کی به خاطر تو دنیا رو فراموش می کنه؟

 

من نمی گم، تو بگو که کی زمون قهر تو

همه ی مردم دنیا رو سیاهپوش می کنه؟

 

من نباشم کی تو رویا درو روت وا می کنه؟

هر چی که گم می کنی یه جوری پیدا می کنه؟

 

من نباشم کی واست حرفای رنگی می زنه؟

دیگه کی حرف چشم به اون قشنگی می زنه؟

 

کيه که بدونه ديشب با رقيبش بودی و

انقد عاشقت باشه بازم بهت نگاه کنه؟

 

من نباشم کی میاد انقد برات دعا کنه؟

هر چی برگردونی روتو، باز تو رو صدا کنه؟

 

من نباشم می دونم تو استراحت می کنی

اولش ساده به این نبودن عادت می کنی

 

اما وقتی فهمیدی راس راسی عاشقت بودم

نمی گی، اما یه کم احساس غربت می کنی

 

من نبودم یه روز امتحان کن و بگو چی شد؟

اگه امتحان می کردی تو، چقد چیزا می شد

 

بعد امتحان اگه یه وقت کسی بود مثه من

نشونم بده بگو شاگرد اولت کی شد؟

 

من نباشم می دونم فکر می کنی خودخواهیه

ولی این حقیقته، قصه ی آب و ماهیه

 

هیچکسی نمی تونه انقد دوست داشته باشه

عشق من یه عشق آسمونی و الهیه

 

 

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ آذر ۱۳۸٤ 

چون صاعقه

در کوره ی بی صبری ام امروز

از صبح که برخاسته ام

ابری ام امروز


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٤ 

غصم از اين نيست که تو رو اون روز اسير نديدمت

                                               فقط دارم دق می کنم...چون تو رو سير نديدمت

فدای اون گل که یه روز یکی می خواد بده دستت

فدای اون دویدنات وقتی می گیره نفست

فدای ذوق موندنت، فدای درد رفتنت

فدای پرواز کردنات،فدای اون نشستنت

فدای ناز مژه هات، فدای چشم روشنت

فدای اون خستگی که میاد میشینه رو تنت

فدای اون بالشی که گاهی بهش تکیه می دی

فدای اون چیزی که تو می خوای یه روز هدیه بدی

فدای تو که هیچ روزی هیچکی نمی شینه به جات

فدای هر چی تو داری مخصوصا اون رنگ چشات

فدای لحظه ای یه بار تو رویاها بوسیدنت

فدای لحن سلامات، فدای روز دیدنت

فدای اخم ابروهات، ابروهای بی حوصلت

فدای هر چی تو بگی حتی شکایت و گلت

 

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٤ 

تو را سپيد و هر چه جز تو را سياه می کشم

به چشم تو که می رسم سه بار آه می کشم

گلی؟ ستاره ای؟ پرنده ای؟ فرشته ای؟ چه ای؟

تو کاملی... تو را شبيه قرص ماه می کشم


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٤ 

دست من نيست گاهی وقتا روزم آفتابی نميشه

حتی با معجزه ی عشق آسمون آبی نميشه

دست من نيست گاهی وقتا تلخ و بی حوصله می شم

بين ما بين من و تو من خودم فاصله می شم

دست من نيست...دست من نيست

يه شبايی باد و بارون ميزنه به برگ و بارم

اون شبا هوای آشتی حتی با خودم ندارم

يه روزای ابر تيره منو ميبره از اينجا

می بره اونوره ديروز گم می شم اون دور دورا

می دونم گاهی بلور قلبتو می شکنه حرفام

صبر تو به سر رسيده از من و سرگشتگی هام

با گذشت به من نگاه کن تو که می بينی چه تنهام

رو نگردون از من ای خوب اگه بدترين دنيام

وقتی که دور می شم از تو ای هوای مهربونی

غمو تو چشات می بينم اما ای کاش که بدونی

من گمشده.....من بد....با همه سرگشتگی هام

تو را از هميشه بيشتر

                           بيشتر از هميشه می خوام

                               


کلمات کلیدی: